تعطیلش میکنم.......
از این به بعد به این آدرس ها بیاید من اونجام...........
www.khorramabadcity.mihanblog.com
www.khorramabadpicture.persianblog.com
تبلیغات تعطیلش میکنم.......
از این به بعد به این آدرس ها بیاید من اونجام...........
www.khorramabadcity.mihanblog.com
www.khorramabadpicture.persianblog.com
بابک بیات، آهنگساز سرشناس ایرانی، پس از تحمل یک دوره سخت بیماری ساعت 8:45 صبح امروز یکشنبه 5 آذر 1385، دار فانی را وداع گفت.
به گزارش "آنا"، مرحوم بیات که چندی پیش از بیمارستان مرخص و در منزل به سر می برد، در روزهای گذشته، به کما رفت و به این دلیل در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان ایرانمهر تهران بستری شد.
بابک بیات سال1325در تهران متولد شد و علیرغم خواست پدر که اصرار داشت پسرش وارد مدرسه نظام شود در سازمان اپرای تهران، نزد اولین باغچهبان، ثمین باغچهبان و نصرت الله زابلی در زمینه موسیقی کلاسیک آموزش دید. در همان دوران با محمد اوشال آشنا شد و فراگیری آهنگسازی- با تمرکز روی موسیقی پاپ- را با اوشال ادامه داد. فعالیت حرفهای خود را با ساخت موسیقی متن فیلم "غریبه" به کارگردانی شاپور قریب آغاز کرد که واروژان، آهنگساز نامی موسیقی پاپ ایران در آن زمان، بیات را در ساخت این موسیقی یاری داد. فعالیت بابک بیات در سالهای بعد در زمینه ساخت موسیقی فیلم بسیار گسترده شد؛ ضمن اینکه در ادامه به ساخت تصنیف برای ترانه پرداخت. بیات در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای ساخت موسیقی فیلم های "سرزمین خورشید" (احمدرضا درویش) و "مردی شبیه باران" (سعید سهیلی) و در سال 1370 برای ساخت موسیقی فیلم "عروس" به کارگردانی بهروز افخمی برنده سیمرغ بلورین بهترین آهنگساز از جشنواره فجر شد و در چهارمین جشنواره فیلم فجر نیز برای ساخت موسیقی فیلم "اتوبوس" (یدالله صمدی) تقدیر شد.
و در سالهای اخیر هم به عنوان مدرس رشته موسیقی فیلم در دانشگاه تهران فعالیت داشت.
از آثار برجسته مرحوم "بابک بیات" در سینمای ایران می توان به ساخت موسیقی متن و ترانه به یاد ماندنی مجموعه تلویزیونی "ولایت عشق" اشاره کرد. مجموعه های "افسانه سلطان و شبان" ، "پهلوانان نمی میرند" و فیلم هایی چون: مرگ یزدگرد ، شاید وقتی دیگر ، مسافران (بهرام بیضایی) ، مرسدس ، فریاد (مسعود کیمیایی) ، پرده آخر (واروژ کریم مسیحی)، عروس (بهروز افخمی) ، فریاد زیر آب و دستهای آلوده (سیروس الوند)، كشتی آنجلیكا (محمد بزرگ نیا) ، شكار (مجید جوانمرد) و سام و نرگس (ایرج قادری) از آثار فراموش نشدنی او هستند.
گروه ادب و هنر خبرگزاری "آنا" درگذشت این هنرمند را به خانواده بزرگ او در موسیقی و سینما تسلیت میگوید. روحش شاد.

135
سلام
این همه روز گذشت و من چیزی ننوشتم جای تعجب احتمالا باید داشته باشه ...فکر کنم البته!
تیم محبوبم؛استقلال ۹ بازی انجام داد.با همه ی بدی های تاکتیکی که از جانب صمد هست اما یک نفر بیشتر از گذشته توی تیم نقش داره.موقعی که بازی استقلال رو میبینی به این نکته حتما پی خواهی بردکه تا امروز در فوتبال ما یک تیم اینقدر با یک بازیکن در برابر ۱۱ نفر قرار نگرفته.

نه در یکی ۲ بازی اخیر بلکه در ۸ بازی که حسین کاظمی(در بازی با مس محروم بود)در ترکیب استقلال جا داشته به خوبی خودش رو نشون داده و حتی گاهی شده که یک تنه نیمه ی زمین استقلال رو به تنهایی پوشش داده...بازی سازی میکنه؛دفاع میکنه؛حمله میکنه و اگر پیش بیاد حتما دروازبانی هم خواهد کرد...این امر فقط مختص امسال حسین کاظمی نیست او سال قبل هم در همین حد بود با وجود اینکه تیم یک مربی خوب تر داشت و با خیلی خیلی خیلی کمتری بر دوش حسین کاظمی قرار داشت...
برای حسین کاظمی آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم آنقدر بدرخشه که پاش به تیم های بزرگ اروپایی باز بشه...ایشاالله...
دوست دارم حسین جان
سلام...
میدونی وقتی نتونی یه کار رو که قولشو دادی انجام بدی چقدر بد میشه...؟قرار بود یه وبلاگنامه ی هفته ای با دوستام راه بندازیم که متاسفانه بنا به دلایلی فنی از این کار دور شدیم و انجامش منتفی شد ...هرچند در ابتدا کد های مورد استفاده ی ما جواب داد ولی واسه ی بعدا مشکلاتی درست میکرد که ممکن بود سرویس در دسترس کسی نباشه....بالاخره تصمیم گرفتیم که این کارو انجام ندیم...همین...
وقتی خبر رو من وبابام شنیدیم به بابام که نگاه کردم اشک از چشماش سر ریز شده بود بی اختیار گریه میکرد...همین ۵ ماه پیش بود به توصیه ی پدرم کتاب((حالا حکایت ماست )) رو خوندم...اونقدر توی اون ۲ -۳ شبی که کتاب رو خوندم خندیدم وچیزهای زیادی یاد گرفتم که...حالا عمران صلاحی نیستش دیگه پر کشید و رفت ... مارو تنها گذاشت ...افسوس میخورم وقتی باید این چنین افرادی از بین ما برن ولی چه میشه کرد عمر در یک جایی به آخر میرسه...
از این به بعد هر جمعه منتظر به روز شدن وبلاگ من باشید...
اولین باری كه دیدمش فكر كنم جام ملتهای آسیا 96 بود كه توی امارات انجام میشد و اولین چیزی كه ازش
به خاطر دارم فكر كنم پنالتی بود كه توی بازی با عراق ازدست داد ما اون بازی رو بازم فكر كنم چون اون
موقع كوچیك بودم 2-1 به عراق باختیم...
علی دایی رو از موقعی كه رفت به بایرن خوب به خاطر دارم و بیشتر از اون این رو به یاد دارم كه
موقعی كه توی بوندسلیگا بازی میكرد به كایزرسلاترن خوب گل میزد ... بهترین بازیشو كسایی كه فوتبال
رو خوب دنبال میكنند بازی با چلسی موقعی كه توی هرتابرلین بازی میكرد می دونن و فكر كنم همه با من
هم عقیده باشن كه علی دایی اون شب یه شب فراموش نشدنی هم برای طرفداران هرتا به جا گذاشت هم
برای ایرانیها... چند سال گذشت رسیدیم به جام جهانی 2006 آلمان علی دایی بدترین بازی های عمرش رو
كه داشت در این دو ، سه ساله انجام میداد تكمیل كرد هیچ نشانی از علی دایی بازی با كره جنوبی جام
ملتهای 96 یا بازی با چلسی یا موقعی كه برای آرمینیا بیلیفلد بازی میكرد نداشت اصلا علی دایی نبود یه
بازیكن جدید بود كه اصلا در حد و اندازه های یك تیم لیگ منطقه ای بازی هم نمیكرد چه رسد به اینكه
بخواد بره جام جهانی و در 2 تا بازی فیكس هم بازی...
آقای دایی فكر كنم اونقدر به فكر افتخار بودند در این جام كه یادشون رفت پیرهن تیم ملی رو برتن دارن و
این پیرهن چقدر مقدسه ... یادشون رفته بود دارن با آبروی یك ملت بازی می كنن ...علی دایی فقط تو
كارنامش گل زدن در جام جهانی رو كم داشت كه بزاره بغل دست گل زدن به گوام،مالدیو،لائوس و ...(البته
اگه این گلها رو از گلهای ملی علی دایی كم كنیم این افتخار بهترین گل زن تاریخ فوتبال ملی جهان گمان كنم
از دستش بپره)
شاید فكر كنید بیشتر از اینكه تقصیر علی دایی باشه باید تقصیرها رو به گردن اون احمق مربی
نما(برانكو،البته ببخشید اینقدر بی ادبی كردم)بندازیم ولی اگه كمی هم فكر كنید باید بدونیم كه بازیكن هم باید
بدونه در چه شرایطی هست... علی دایی اصلا در 3 یا یكم بیشتر علی دایی قبل از سال 2000 نبود و این
میان یك نفر اومده بود كه اسم خودشو گذاشته بود مربی به نام برانكو كه رفته بود وسط فركی و شاهرخی
خودشو غایم كرده بود و جرات تعویض اون رو نداشت...
بالاخره یكی به نام امیر قلعه نویی پیدا شد كه حرف دل میلیون ها ایرانی رو بزنه و علی دایی رو برای
همیشه به بایگانی بفرسته ....
ما امروز از علی دایی مطمئنا دیگر به نیكی یاد نخواهیم كرد ... فقط كافیه به خداحافظی احمدرضا عابدزاده
دروازبان تیم ملی و استقلال،سپاهان و پرسپولیس نگاه بندازیم كه توی جام جهانی چقدر افسوس میخوردیم
كه چرا عابدزاده توی دروازه ی ایران نیست كه دیگه نگران دروازه نباشیم...
آقای دایی من اگه سنم قد بده بیشتر از بدی كه با ملت ایران كردید به همراه برانكو با نسل بعد از خودم
حرف خواهم زدو اینكه چگونه آرزوهای یك ملت رو شما و چند نفر دیگر
در چند دقیقه به باد دادید...

از آنجا كه ندارد بیتهایمان ارتباطی
بیایید دست در دست هم بسیازیم شعرهایی
بیت به بیت ،مصرع به مصرع
بسازیم از آن كاخ بلندی
نمی دانم چرا اینقدر بی ربط مگویم شعر
شاید به آن خاطر كه ندارم در شعر هنری
البته دارم كم و بیش ،بسیار وكم
در هر گوشه و كناری هنری
هنری هرچند كم در فوتبال
اما اندرون فتوشاپ دارم بسیار هنری
در نوشتن چرت و پرت مانند دیگران
من هم میگویم شعری برای جام جهانی
در این دست توپ فوتبالی
در آن دیگر دست اما جامی پر از آب معدنی
نمیدانم چگونه حاضر به گفتن این شعر شدم
اما عاقبت گفتم از آن یكی شعر بهتری
می دانم عاقبت شد نثارم
بسیار بد و بیراهی و فحش و نسازایی
چه كنیم نداریم كار دیگر
به جز اینكه بیارم بر سر شما سردردی
سلام از امروز میخوام با توجه به اینکه گفتن شعر آزاد کاری نداره و با تجه اینکه بسیاری از روزنامه های صبح کشور به اون توجه خاصی دارن ما هم وارد اون بشیم انشالله که بتونیم ما هم مثه باقی عزیزن در سرودن شعر آزاد موفق باشیم...
هرچی زور زدم دیدم ببینم چطوری میشه یه شعر واسه علی دایی گفت که در اون بشه اون رو دوست داشت اون شعر بهتر از این در نمیاد حالا اگه میخواد حافظ هم باشه مطمئنم که این شعر رو می سرود البته حافظ در حد من نیست...
البته نمیدونم این شعر رو چه سبکی سرودم اینقدر تحت تاثبر شعرهای صفحه ی شعر روزنامه شرق قرار گرفتم...
آری دگر خاموش میکنم چراغ اتاقم را
شابد بخوابم خواب ببینم تورا
ببینم توی پارک ملت
آن آشنای قدیمی را
نه آن کاه هرروز بر سرش میکوفتم
آری ای عزیزم فقط ببینم تورا
تو را ای معبود نازنینم
آری همین علی دایی را
...
تقدیم با عشق به دایی علی به خاط تمام قدم زدنهایش در این چند ساله در زمین فوتبال در ضمن از این به بعد با یک شعر چرت و پرت همراه من باشید...
