تبلیغات
کوله پشتی
کاریکاتور تیم ملی فوتبال ایران | سخن دل ,

بدون شرح!


نوشته شده توسط ساسان در چهارشنبه 26 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ
همه تو... | سخن دل ,

گفتم دل و دین بر سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتم دل و دین بر سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا : تو که باشی که کنی یا نکنی ؟!؟

آن من بودم که بی قرارت کردم ...

آن من بودم که بی قرارت کردم ........

آن من بودم که بی قرارت کردم ............

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند ؟

فرزند و عیال و خانمان را چه کند ؟

دیوانه کنی هر دو جهانش بدهی ...

دیوانه تو هر دو جهان را چه کند ؟

دیوانه تو هر دو جهان را چه کند ؟!؟

ای در دل من میل و تمنا همه تو

واندر سر من مایه سودا همه تو

هر چند به روی کار در مینگرم

امروز همه توی و فردا همه تو

kouleposhti


نوشته شده توسط ساسان در دوشنبه 17 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ
دیگه چیزی نیست که بگم | سخن دل ,

من جزیرم یه جزیره،گوشه ای زخاك تیره

یه زمین بی نشونه كه تو دست آب اسیره

رو تنم سبزینه ای نیست كه تو قلبم جا بگیره

بی نصیب از یه ستاره كه تو شبهام جا بگیره

باد و بارون همنشینم، زخم تنهایی به سینه ام

وقت هر غروب دلگیر ، غم پناه آخرینم

من جدا از همه دنیا ،دست بی كسی به دستام

توی ساحل امیدم،چشم به راه عشق نشستم

چشم به راه یه مسافر ،كه رو خاكم پا بزاره

من رو با قلب شكسته نره تنها جا بزاره

هر كی اومد یه دو روزی ، خستگیهاشو به در كرد

ساك سبز خاطراتو بست و آهنگ سفر كرد

 

   تا یه روز یه مرغ عاشق تن به دریای سفر زد

   از حریم شب گذشت و به من غم زده سر زد

   با خودش عشق آورد و من رو مهمون خودش كرد

   اسم ایثار و به من گفت ،من رو مدیون خودش كرد

 


نوشته شده توسط ساسان در پنجشنبه 6 بهمن 1384 و ساعت 06:01 ق.ظ
ماجرای بله گرفتن خاتمی از عروس | سخن دل ,
محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر سابق خاتمی، در تازه‌ترین مطلب وبلاگش نوشت: خیلی از دختر پسرای جوان که قصد ازدواج داشتند، علاقمند بودند که اجرای عقد توسط آقای خاتمی صورت پذیرد.
آقای خاتمی هم هر چندی یکبار عقد چندین زوج را یکجا انحام می‌داد. اولویت هم با فرزندان شهدا، کارمندان ریاست جمهوری واصحاب فرهنگ وهنر بود. در روزهای عقد اتفاقات جالبی می‌افتاد. از رسم‌های دختران ایرانی این است که وقتی می‌خواهند از آنان وکالت بگیرند، لااقل در ظاهر به راحتی جواب «بله» نمی‌دهند. آقای خاتمی هم می‌گفت گل چیدن و اینها نداریم. یک بار مادر دختر خانمی به وی گفته بود باید بعد از سه بار جواب «بله» را بگویی. او هم بعد از سؤال آقای خاتمی جواب نداد. وقتی آقای خاتمی گفت که من یک بار بیشتر نمی‌پرسم و به شوخی گفت، اگه جواب ندی، می‌روم. زد زیر گریه و گفت تقصیر مامانمه و گفت «بله».

کلی خندیدیم. یکی هم که شنیده بود آقای خاتمی یک بار بیشتر نمی‌پرسد تا آقای خاتمی گفت خانم فلانی آیا .. و هنوز تکمیل نکرده بود با عجله گفت «بله». گفتیم چقدر دستپاچه. عروس خانم هم که دید بد جوری سه شده باز گفت تقصیر مامانمه که گفته آقای خاتمی را نباید معطل کرد. بیچاره مامان‌ها.
بعضی‌ها اصرار دارند که در موقع اجرای عقد، چادر سفید بپوشند و می‌پوشند. یک‌بار یکی دوست داشت چادر سفید بپوشد و نمی‌دانست امکانش هست. چادرش زیر بغلش بود. آقای خاتمی گفت می‌تونی چادر سفیدت را بپوشی. طفلک نمی‌دانست در چنین جمعی نباید روسری را هم بردارد. مهریه‌های بعضی هنرمندان هم عجیب غریب بود. یک بار یک خانم هنرمند، مهریه خود را نیم کیلو بال مگس قرار داده بود. آقای خاتمی هم آن را قبول نکرد. البته هزار شاخه گل نرگس هم بوده که انصافا و واقعا هنرمندانه است. معمولا بعد از پایان عقد آقای خاتمی چند تا دعا می‌کند. یکی از دعاهای معمولش این است که ان‌شاءالله سال‌های سال با هم با تفاهم زندگی کنید. یک بار در آن روزهای سخت که فشارهای طاقت‌فرسا روی آقای خاتمی بود و اصلا نمی‌توانست تمرکز کند، بعد از عقد گفت ان‌شاءالله سال‌های سال با هم ازدواج کنید. عروس و داماد که رفتند این اشتباه آقای خاتمی باعث شد که کمی در مورد مفهوم این دعا شوخی کنیم و لبخندی بر لبانش جاری شد و در عقد نفر بعد، دعا را اشتباه نگفت!

در بین این همه عقد که شیرین بود و مبارک، یک بار یک دختر و پسر تنها آمده بودند. آقای خاتمی از پدر ومادر آنها بخصوص پدر دخترکه باید اجازه دهد پرسید. هر دو زدند زیر گریه. ظاهرا در روزهای آخر بین آنها اختلاف افتاده بود. می‌دانستند که نمی‌شود عقد خوانده شود. گفتند از این فرصت برای دیدار آقای خاتمی استفاده کردیم. قرار شد بعدا بیایند که نفهمیدم چه شد. خدا کند که مشکل خانواده‌هاشان حل شده باشد.به خاطر دقت آقای خاتمی در امور قانونی عقدها آقای رمضانی، همکار باوفای آقای خاتمی که کارهای عقدها را هم برنامه‌ریزی می‌کند، می‌گفت جوری کارها را یاد گرفته‌ام که بعد از ریاست جمهوری می‌توانم دفتر ازدواج وطلاق بزنم! بدون پذیرش شرایط ضمن عقد که در عقدنامه‌ها آمده و همه به نفع خانم‌هاست هم آقای خاتمی عقد کسی را اجرا نمی‌کند. امید که شادی و سرافرازی همیشه همراه جوانان ایرانی باشد.



نوشته شده توسط ساسان در یکشنبه 25 دی 1384 و ساعت 06:01 ق.ظ
داستان های زن ذلیلی | سخن دل ,

سلام لیت همه نظر که البته من به فال نیک میگیرم امروز یک شعر میذارم که از یکی از دوستان گرفتم که اسمش هست زی ذی نامه

زی ذی نامه:

الهی به مردان در خانه ات

به آن زن ذلیلان فرزانه ات

به آنان که با امر روحی فداک

نشینند و سبزی پاک نمایند

به آنانکه از بیخ و بن زی ذیند

شب و روز با امر زن می زیند

به آنانکه مرعوب مادر زنند

ز اخلاق نیکوش دم زنند

به آن شیر مردان با پیشبند

که در ظرف شستن به تاب وتبند

به آنانکه در بچه داری تکند

یلان عوض کردن پوشکن

به آنانکخ بی امر و اذم عیال

نیاید در از جیبشان یک ریال

به آنانکه با ذوق وشوق تمام

به مادر زن خود بگویند :مام!

به آنان که دارند با افتخار

نشان ایزو...نه!((زی ذی هزار))

به آنانکه دامن رفو میکنند

زبعد رفویش اتو میکنند

به آنانکخ درگیر سوزن نخند

گرفتار پخت وپز مطبخند

به آن قرمه سبزی پزان قدر

به آن مادران به ظاهر پدر

الهی!به آه دل زن ذلیل

به آن اشک چشمان ممد سبیل!

به تنهای مردان که از لنگه کفش

چو جیغ عیالاتشان شد بنفش

کخ مارا بر این عهد کن استوار

از این زن ذلیلی مکن برکنار

به زی ذی جماعت نما لطف خاص

نفرما از این بوغ ما را خلاص!

خوب بید؟


نوشته شده توسط ساسان در شنبه 17 دی 1384 و ساعت 05:01 ق.ظ
علی پروین | سخن دل ,
با سلام خدمت همه ی دوستان امروز میخواستم یکم سرتون رو درد بیارم. چند تا امتحان دادم که 3 تاش خیلی توپ بوده و فقط یکیش منو نگران کرده خب اگه شما هم دعا کنید میشه یه کاریش کرد نه آره میشه. چند روز پیش علی پروین رو وقتی که پشت تلویزیون در یک مصاحبه گفت دیگه منو نمی بینید تو استادیوم خپلی خوشحال شدم ام کمتر از 48 ساعت بعد آقای پروین باز هم در ورزشگاه کارگران محل تمرین پرسپولیس حاضر شد و همه ی حرفهاشو پس گرفت.این قضیه رو باید از این دید نگاه کرد که علی پروین موقعی که اوضاع یکم خیته همیشه همینجوری از زیر بار فشار هوادارها و روزنامه ها و حتی مدیرعامل تیم در میره و همیشه به عنوان یک قهرمان برمیگرده به تیمش و کسی نمیگه علی آقا چرا 4تا گل خوردی .خلاصه علی پروین همیشه اینجوری بوده و هست و نمیپشه کاریشم کرد.اگه علی پروین میتونست یک سیاست مدار باشه مطمئنا خیلی از علی پروین میشنیدیم. اما چند روز پیش یک اتفاق در یکی از این گوشه های شهر اوفتاد که دوست دارم برای شما هم تعریفش کنم.بغل یکی از سینماهای شهر ما یک پارکینگ ماشین بدون نگهبان هست که مال شهرداری هستش ما داشتیم از اونجا رد میشدیم که یه آقاهه داشت با موبایلش حرف میزد و همزمان چادری رو که کشیده بود سر ماشین برمیداشت که یهو آقا دزده که زیر چادر داشت (توی ماشین)ضبط ماشین رو باز میکرد رد دید آقا دزده که معلوم نبود چه شکلی دزدگیر ماشین رو از کار انداخته بود متوجه شد آقای صاحب ماشین بالای سرشه که...(بقیش معلومه نه؟) نظر یادت نره!
نوشته شده توسط ساسان در پنجشنبه 15 دی 1384 و ساعت 05:01 ق.ظ
من اومدم با یک کوله جدید | سخن دل ,

سلام

من دوباره برگشتم .

گفته بودم میرم ولی برگشتم.

مگه من چیم از علی پروین کمتره از فردا با کلی مطالب توپ برمیگردم.

آقا میخوام بترکونم مطمئن باشید.

منتظر من باشید من دوباره اومدم.


نوشته شده توسط ساسان در دوشنبه 12 دی 1384 و ساعت 05:01 ق.ظ
سابقه پرچم شیر و خورشید | سخن دل ,
بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به اقتضاى شرایط انقلابى شور و شوق زدودن همه نشانه هاى بازمانده از رژیم سلطنتى فراگیر بود. در حال و هواى آن روزها چنین اقداماتى قابل درك و توجیه بود، اما در این میان یك نكته مغفول ماند و آن تفكیك مخالفت با سلطنت و سلطنت طلبى بود و آنچه با هویت ایرانى و سرزمین ایران ارتباط داشت. پیشنهاد تغییر نام هاى جغرافیایى نظیر تغییر نام خلیج فارس یا تبدیل كرمانشاهان به باختران از این زمره بودند. اما یك نشان و نماد شیعى- ایرانى دیگرى نیز بود كه به نهاد سلطنت یا خاندان پهلوى هیچ ربطى نداشت و ندارد كه متاسفانه بدون توجه به پیشینه و تاریخ آن مشمول تغییر گردید. این نشان همانا نشان شیر و خورشید و به تبع آن نشان شیر و خورشید سرخ ایران بود. تبدیل شیر و خورشید سرخ به هلال احمر تبعات حاصل از آن از جمله مواردى است كه تاكنون توجه درخورى به آن نشده است.
• چرا نمى توانستیم از هلال احمر استفاده كنیم
اینكه چرا ایران هلال احمر را انتخاب نكرد نكته تاریخى مهمى است كه باید سابقه آن را در مناسبات ایران و عثمانى جست و جو كرد. نشان شیر و خورشید بر پرچم ایران در تمام دوره صفوى و عصر قاجاریه نشان مذهب تشیع در مقابل نشان هلال عثمانى كه نشان مذهب تسنن بود شناخته مى شد. (براى تفصیل رجوع كنید به نظر محیط طباطبایى و سیدجعفر شهیدى: مجله آینده، پاییز ،۱۳۵۸ شماره ۹- ،۷ سال پنجم، صص ۷۰۵ و ۷۰۷) جنگ بر سر نمادهاى مذهبى و ملى كه در قالب تقابل شیر و خورشید ایرانى و هلال ماه  و ستاره عثمانى بروز یافته بود بیانگر حساسیت هایى بود كه در پى مجادلات چندین ساله ایران و عثمانى بر سر افراشتن پرچم بر سر در سفارتخانه هاى خود در اسلامبول و تهران در جریان بود. عبارت «اسدالله الغالب» بر پرچم شیر و خورشید ایران نماد مذهب تشیع محسوب مى شد و هلال عثمانى نماد تسنن. برافراشتن بیرق هاى مزبور در پایتخت دو كشور گاه باعث بروز تنش شد كه با دخالت نیروى نظامى بیرق پایین آورده شد. در نخستین سال هاى حكومت ناصرالدین شاه یعنى از ذیقعده ۱۲۶۸ ق تا شوال ۱۲۷۰ ق یكى از طولانى ترین جنگ هاى بیرق بین ایران و عثمانى درگرفت كه بر اثر آن روابط سیاسى ایران و عثمانى رو به تیرگى گذارد و به نقطه اى رسید كه سفارت ایران در اسلامبول تهدید شد كه در صورت افراشتن بیرق حمله نیروى  انتظامى و مردم اسلامبول به سفارت ایران در این شهر حتمى خواهد بود. اما بعد طرفین به توافق رسیدند كه تنها در مناسبت ها و اعیاد ملى یا مذهبى مشترك بین دو كشور طى سال دو سفارت اجازه برافراشتن بیرق هایشان را داشته باشند. (نگاه كنید به مقاله نگارنده «جنگ بیرق، شیر و خورشید ایران در تقابل با ماه و ستاره عثمانى» در فصلنامه گفت و گو، شماره ،۴۳ مهر ،۱۳۸۴ ص ۸۴)دلیل مهم دیگرى كه مانع استفاده ایران از هلال ماه و یا صلیب سرخ به عنوان نشان  سازمان امداد رسانى بین المللى و «امورات صحى» و بهداشتى بود مسئله ایجاد پایگاه هاى قرنطینه و «صحى» در مرزهاى ایران بود، مسئله اى كه از مسائل مورد مناقشه  میان ایران و عثمانى و انگلستان بوده است. به عنوان مثال در «كنفرانس بین المللى صحى» به سال ۱۹۰۳ در پاریس ایجاد یك پایگاه قرنطینه در جزیره هرمز براى جلوگیرى از وبا و طاعون مورد تصویب قرار گرفت؛ دولت عثمانى براى كنار راندن ایران ادعا كرد كه چون این پایگاه قرنطینه را صندوق حفظ الصحه اسلامبول خواهد ساخت و از سوى دیگر ناتوانى و ضعف دولت ایران در نداشتن قشون براى حفاظت پایگاه و اطبا این امكان را به دولت عثمانى مى دهد كه متولى آن باشد و از آنجایى كه جزیره هرمز هم از آن دولت عثمانى است مسئولیت این پایگاه قرنطینه باید به عهده عثمانى باشد. (روزنامه ایران نو، شماره ،۶۰ ص ،۳ یكشنبه ۲۳ شوال ۱۳۲۷ ق، مركز اسناد وزارت خارجه، سواد مكاتبات شماره ،۱۸۸ ص ۶۶)
نمایندگان ایران در آن كنفرانس ممتاز السلطنه و دكتر امیراعلم از طریق مذاكره با دیگر اعضاى كنفرانس زیر بار تحمیل نظرات عثمانى ها، آلمانى ها و انگلیسى ها نرفتند (!)(مركز اسناد وزارت خارجه، نمایندگى پاریس سال ۳۱- ۱۳۳۰ ق، ك ،۹۵ پ ۱۰ و ۲۵ و روزنامه ایران نو، شماره ،۶۰ ص۳)
این ایستادگى نمایندگان ایران موجب شد كه در بند ۱۸ قرارداد صحى سال ۱۹۰۳ دولت ایران موظف شود در باب ایجاد قرنطینه و مریضخانه «كه شرایط راجع به بیرق مریضخانه و ملیت مستحفظین مسلح حفظ الصحه را كاملاً محفوظ و برقرار دارد...» (آرشیو وزارت خارجه سال ۱۳۳۴ ق، ك ،۱۹ پ ،۶ س۲) اقدامات لازم را صورت دهد. با توجه به چنین مناقشه هایى میان ایران و عثمانى، ایران نمى توانست از هلال ماه، كه نشان ملى عثمانى ها بود و در فضاى سیاسى آن روز معنى حاكمیت عثمانى را داشت، استفاده كند. دلیل مهم دیگرى كه ایران دوره مظفرى به رغم فقدان زمینه هاى مادى و معنوى براى ایجاد چنین نهادى در ایران فعالانه در كنفرانس هاى صلیب سرخ شركت كرده و عضو شده بود و حتى هزینه هاى سالانه عضویت خود را مى پرداخته در درجه اول حاكى از نگرانى ایران از خدشه دارشدن تمامیت ارضى كشور توسط روسیه، انگلستان و عثمانى بود. به عبارت دیگر انگیزه ایران از شركت در بسیارى از كنفرانس هاى آن دوره از جمله كنفرانس صلیب سرخ جهانى، تصریح و تاكید بر این نكته بود كه ایران و ایرانى كشور و ملتى زنده و پویا است به همین خاطر كسانى كه این دغدغه را در سر داشتند از هیچ اقدامى فرو گذار نكنند. تاكید ایران بر استفاده از شیر و خورشید سرخ به جاى صلیب سرخ و هلال احمر نیز در این چارچوب قابل توضیح و پیگیرى است. (براى تفصیل بیشتر نگاه كنید به مقاله: «شیر و خورشید سرخ ایران؛ از تدبیرى سیاسى تا ضرورتى اجتماعى- ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۴ شمسى» گفت و گو، ش ۳۵؛ ص ۷۷)
• ایران بانى هلال احمر و شیر و خورشید سرخ
در كنفرانس صلیب سرخ جهانى كه در سال ۱۹۰۶ در ژنو برگزار شد تنها دو كشور مسلمان ایران و عثمانى اجازه حضور داشتند. نماینده عثمانى به دلیل اینكه در كنفرانس صلیب سرخ در سال ۱۹۰۴ شركت نكرده و قرارنامه منعقده آن را امضا نكرده بود از شركت در كنفرانس صلیب سرخ در سال ۱۹۰۶ محروم ماند. بنابراین ایران تنها كشور مسلمانى بود كه در آن كنفرانس حضور داشت و مى بایست به اتفاق اعضاى دیگر در مورد نماد و نشانه پرچم امدادرسانى كه همانا صلیب سرخ بود تصمیمى نهایى مى گرفت. این كنفرانس در شرایطى تشكیل شد كه جو به شدت بر ضدعثمانى و مسلمانان بود و جهان در آستانه دسته بندى كشورها براى آغاز جنگ جهانى اول قرار داشت، دولت هاى مسیحى به خصوص نمایندگان دولت هاى بالكان، چنان بر ضدعثمانى و قراردادن هلال ماه به عنوان نشان پرچم سازمان امدادرسانى كشورهاى مسلمان موضع گیرى كردند كه گمان مى رفت تنها صلیب سرخ و شیر و خورشید سرخ به عنوان نشان هاى رسمى مورد تصویب قرار گیرد، اما دفاع ممتازالسلطنه از هلال ماه موجب دگرگونى فضاى كنفرانس شد. این امر گویاى آن است كه خواست حفظ منافع مسلمانان براى او بسیار قوى بوده است. (آرشیو وزارت خارجه سال ۱۳۲۵ ق، ك ،۲۷ پ۱) و این درحالى بود كه نمایندگان دیگر كشورهاى آسیایى- مانند ژاپن، چین، سیام (تایلند) _ بدون كوچك ترین مخالفتى صلیب سرخ را پذیرفتند.
در این كنفرانس نماینده ایران صمدخان ممتازالسلطنه طى نطقى اظهار داشت با اینكه صلیب  مذهبى مورد احترام آیین  اسلام است و نباید ذره اى بى احترامى نسبت به صلیب عیسى كرد اما به دلیل پاره اى ملاحظات تاریخى و از آنجا كه سابقاً صلیب علامت جنگ و جهاد با ممالك اسلامى بوده شاید اثر سویى در بین مسلمانان داشته باشد و اینان پذیراى خدمات بهداشتى و امدادرسانى تحت پرچم صلیب سرخ نشوند. بنابراین درخواست كرد كه اجازه داده شود كشورها علامت ملى خود را داشته باشند.
این نطق ممتاز السلطنه اثر مثبت بخشید و به رغم سعایت كشورهاى مسیحى و بالكان هلال احمر به عنوان پرچم امدادرسانى كشورهاى مسلمان مورد تصویب قرار گرفت.
بنابر گزارش گزارشگر روزنامه حبل المتین: «به كورى چشم منكرین حسن ایرانیان... جناب ممتاز السلطنه سفیر دولت ایران در ژنو... اول كارش برهم زدن شرط صلیب  بود [دوم] اختیارداشتن هر دولت كه نشان دولتى خود را به رنگ سرخ بر بیرق نصب كند.» (مركز اسناد وزارت خارجه سال ۱۳۲۵ ق، ك ،۲۵ پ ،۱ سند ،۹۷ ،۹۸ ۱۵۱ و روزنامه حبل المتین، شماره ،۸ ۴ شعبان ۱۳۲۴ق، ص ۱۶)
این تلاش ممتازالسلطنه در حفظ حقوق مسلمانان و دولت عثمانى باعث شد منیر پاشا سفیر كبیر عثمانى در پاریس شخصاً به حضور ممتازالسلطنه رفته و قدردانى نماید و سلطان عثمانى پیام تشكر و قدردانى براى وى ارسال كند، در حالى كه در آن برهه بر سر مسائل مرزى مجادلات پرتنشى بین دو كشور جارى بود. اما با وجود این مناقشات نماینده ایران نه تنها با هلال  ماه ابراز خصومت نكرد بلكه پایمردى و تلاش وى باعث شد هلال احمر جزء پرچم هاى امدادرسانى بین  المللى شود، در حالى كه مى توانست فقط بر روى شیر و خورشید سرخ تاكید كند.
میرزانصرالله خان مشیرالدوله وزیر امور خارجه وقت در نامه اى به رضا ارفع الدوله از اقدام ممتازالسلطنه در حفظ حقوق مسلمانان و دول عثمانى تقدیر كرده و مى نویسد: «ممتازالسلطنه ... نظر به جامعیت اسلام... در واقع عصبیت كامل بروز داده است...» (همان، سند ۱۵۱)
به دلیل حضور قوى و توانمند ممتازالسلطنه در آن كنفرانس، وى به عنوان تنها نماینده مسلمان و تنها نماینده كشورهاى آسیایى در كمیسیون تدوین اساسنامه جدید و نهایى كنفرانس ژنو برگزیده شد. قرار گرفتن نشان هاى شیر و خورشید سرخ و هلال احمر در كنار صلیب سرخ بر پرچم سازمان هاى امدادرسان بین المللى در این كمیسیون تصویب شد.گزارشگر روزنامه حبل المتین در این باره مى نویسد: «... جناب ممتازالسلطنه را در دو كمیسیون جزء منتخب كرده سمت ریاست هم داشت و درست هم از عهده برآمد، چنان كه اخبارات اروپا خیلى تعریف و تمجید از علم و دانش و سیاست وى مى كردند، با وجود این كه اروپائیان هرگز راضى نخواهند شد كسى از آسیائیان را همسر خود بدانند تا چه رسد به برترى.» (وزارت امور خارجه سال ۱۳۲۵ ق، ك ،۲۷ پ ،۱ س ۸۲ و روزنامه حبل المتین، همان)عضویت ممتازالسلطنه در كمیسیون تدوین قرارنامه جدید باعث شد فصل ۱۸ قرارنامه كه مربوط به استفاده تنها از علامت صلیب سرخ بود تغییر یابد و هلال احمر و شیر و خورشید سرخ نیز به نشان هاى پرچم هاى سازمان هاى امدادرسانى اضافه شوند. او در نامه اى به وزارت خارجه مى نویسد: «... چاكر به انجام این خدمت و [...] موفق شد و دیگر حالا كسى نمى تواند ایرادى بكند و دولت علیه مختار است كه از حالا قدغن بفرماید كه اداره صحیه ایران بیرق خود را شیر و خورشید سرخ روى پرده سفید قرار بدهد.» (وزارت خارجه نمایندگى لندن، سال ۴-،۱۳۳۳ ك ،۱۶ پ ۲۹۲) در چنین شرایطى نماینده كاردان و پرتلاش ایران در كنفرانس صلیب سرخ سال ۱۹۰۶ ژنو به رغم میل برگزاركننده كنفرانس موفق به ثبت و قبولاندن هلال احمر و شیر و خورشید سرخ به دیگر اعضاى كنفرانس شد. متاسفانه این پیروزى دستگاه دیپلماسى ایران و ممتازالسلطنه وزیرمختار ایران در پاریس در تاریخ نویسى پهلوى اول نادیده ماند و مفقود گردید، زیرا اساس تاریخ نویسى پهلوى اول بر تخطئه وجوه مثبت دیپلماسى دوره قاجار بود.
• ستاره سرخ داود در تقابل شیر و خورشید سرخ
بعد از انقلاب اسلامى عدم آگاهى نسبت به این گذشته باعث شد نه تنها این بى توجهى پهلوى اول نسبت به این اقدام مثبت ترمیم نگردد، بلكه نشان شیر و خورشید سرخ هم از میان پرچم سازمان امدادرسانى ایران حذف شد و هلال احمر جانشین آن شد. در سال ۱۳۵۸ دولت ایران طى نامه اى به صلیب سرخ جهانى اعلام كرد ایران علامت هلال احمر را جایگزین شیر و خورشید سرخ خواهد كرد.
لیكن به رغم عدم استفاده ایران از نشان شیر و خورشید سرخ، این علامت كماكان در كنار هلال احمر و صلیب سرخ به عنوان علامت پرچم امدادرسانى بین المللى مورد قبول صلیب سرخ جهانى بوده است.
خطرى كه امروز با آن مواجه هستیم تلاش براى تغییر اساسنامه صلیب سرخ مصوبه سال ۱۹۰۶ ژنو از سوى آمریكا و اسرائیل است. این تلاش از سال هاى گذشته بود. ولى با توجه به خصومت آمریكا و اسرائیل با ایران، قطعاً در آینده پرچم شیر و خورشید سرخ به عنوان یك پرچم امدادرسانى بین المللى حذف خواهد شد. با مرور تلاش اسرائیل و آمریكا مى توان پى به این مهم برد. دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۹م از صلیب سرخ جهانى درخواست نمود كه ستاره داود به عنوان یك علامت بین المللى براى امدادرسانى توسط صلیب سرخ به رسمیت شناخته شود اما صلیب سرخ این پیشنهاد را رد كرد. از سال ۱۹۶۵ صلیب سرخ آمریكا شروع به همكارى با ستاره سرخ داود كرده و كمك هاى آموزشى و فنى در اختیار آنان مى گذارد. از سال ۱۹۷۱ صلیب سرخ آمریكا خواستار افزودن تبصره اى به قوانین صلیب سرخ جهانى شد كه بر اساس آن ستاره سرخ داود به رسمیت شناخته شود و از آن سال مداوم فشار فزاینده اى بر صلیب سرخ جهانى وارد آورده است و هر ساله با تبلیغات گسترده و تشكیل كمیته هاى كارى سعى نموده فشار را بر صلیب سرخ جهانى ادامه دهد. در سال ۱۹۸۹م صلیب سرخ آمریكا ستاره سرخ داود را به عنوان یك نهاد خواهر به رسمیت مى شناسد و از سال ۱۹۹۰م صلیب سرخ آمریكا شروع به مذاكره با تك تك كشورها كرده تا نظر آنان را براى پذیرش عضویت ستاره داود در صلیب سرخ جلب نماید. از سال ۱۹۹۷ دولت آمریكا هزینه ها و مخارج این امر را متحمل مى شود و از سال ۱۹۹۸ فرستادگان صلیب سرخ آمریكا به شكل گسترده اى به كشورهاى مختلف سفر كرده كه نظر آنان را جلب نمایند.در سال ۲۰۰۰ ستاره سرخ داود اسرائیل از صلیب سرخ جهانى درخواست كرد به دلیل عدم استفاده دولت ایران از شیر و خورشید سرخ، صلیب سرخ جهانى آن را حذف و ستاره سرخ داود را جایگزین شیر و خورشید سرخ كند (سایت صلیب سرخ آمریكا)این درخواست اسرائیل با حمایت قوى آمریكا همراه بود، به همین جهت صلیب سرخ جهانى درخواست اسرائیل را به دولت ایران ارسال و نظر ایران را خواستار شد كه خوشبختانه نمایندگى دولت ایران در ژنو این درخواست را رد و اعلام كرده است كه ایران كماكان شیر و خورشید سرخ را قبول دارد اما فعلاً استفاده از آن را مسكوت گذاشته است.علاوه بر آن به موازات درخواست اسرائیل برخى كشورهاى دیگر هم درخواست كرده بودند كه آنان هم نشان ملى خودشان را به كار ببرند كه با مخالفت صلیب سرخ جهانى مواجه گردید و شاید این مسئله باعث گردید كه صلیب سرخ جهانى را در مقابل فشار اسرائیلى ها و آمریكایى ها مقاومت كنند و به آنان گوشزد كنند كه پذیرش ستاره داود باعث درخواست كشورهاى دیگر هم  شود.
دولت آمریكا كه ۲۵ درصد هزینه صلیب سرخ جهانى را مى پرداخت از سال ۲۰۰۰ كمك هاى مالى و سهمیه اش را به صلیب سرخ قطع كرده و به صلیب سرخ جهانى فشار آورده كه باید در قوانین و اساسنامه سال ۱۹۰۶ صلیب سرخ تجدیدنظر شود و ظاهراً در این خواسته حمایت بسیارى از كشورها را به دست آورده است. مى توان پیش بینى نمود كه در آینده نزدیك این فشار تاثیر خود را بگذارد و این تجدیدنظر صورت خواهد گرفت. اولین پیامد آن حذف شیر و خورشید سرخ به دلیل استفاده نكردن ایران از آن و عضویت ستاره سرخ داود و یا دست كم تامین نظرات اسرائیل و آمریكا خواهد بود. ایران براى آینده چه برنامه اى خواهد داشت؟ جز خبر دفاع نماینده ایران در ژنو از پرچم شیر و خورشید سرخ در مقابله با اسرائیلى ها، كه آن هم به طور غیررسمى و كلى انتشار یافت، هیچ اطلاع دقیقى از جزئیات امر در اختیار عموم گذاشته نشده است.
زیركى و تدبیر سیاسى نماینده وقت ایران (ممتازالسلطنه) در كنفرانس ۱۹۰۶ ژنو در حالى كه آن سال ها مقارن بود با تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ روس، انگلیس و برنامه عثمانى ها براى تجزیه نواحى شمال غرب ایران و تلاش و استفاده از هر دستاویز براى حفظ تمامیت ارضى ایران، باعث قبولاندن پرچم شیر و خورشید سرخ شد كه معناى ضمنى آن تلاش براى تداوم حیات ایران در جامعه بین الملل بوده است.
به جرأت مى توان گفت اقدام ممتازالسلطنه را امروز یك گروه پنجاه نفره با تمام حمایت هاى مالى و بین المللى نمى توانند انجام دهند، چنانكه آمریكا و اسرائیل ده ها سال با آن قدرت و توانایى نتوانستند ستاره سرخ داود را به صلیب سرخ جهانى بقبولانند در حالى كه ایران آن سال ها حتى توانایى پرداخت هزینه سفر ممتازالسلطنه به ژنو را نداشت و او خود هزینه هاى سفرش را پرداخت. آیا براى ایران كه در بدترین شرایط سیاسى، كه در آستانه تجزیه و محو كامل استقلالش بود، اقدام نماینده ایران قابل تقدیر و قدردانى نبود كه توانست در میان دولت هاى مختلف پرچم شیر و خورشید سرخ را جهانى كند. آیندگان چگونه قضاوت خواهند كرد اگر موفقیتى را كه با چنگ و دندان و در بدترین شرایط ممكن به دست آمده را اینچنین از دست بدهیم؟
پى نوشت:
۱- آلمانى ها كه متحد سنتى عثمانى در آن برهه بودند با این ادعاى عثمانى ها موافقت كردند و از سوى دیگر انگلیسى ها نیز به دلایل مطامع خاص خود در خلیج فارس مخالف سرپرستى این پایگاه توسط ایرانیان بودند.
 بر گرفته از روزنامه شرق /مورخه ۲۹/آذر/۱۳۸۴
نوشته شده توسط ساسان در چهارشنبه 7 دی 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ
برای حضوری قدرتمندانه در جام جهانی عربستان با لهستان و سوئد بازی می كند | سخن دل ,

دو دیدارتداركاتی تیم ملی فوتبال عربستان جهت شركت در رقابت های جام جهانی 2006 آلمان اعلام شد.

به گزارش گروه فوتبال جهان (ایپنا)، كمیته تیمهای ملی فدراسیون فوتبال عربستان اعلام كرد: تیم ملی فوتبال عربستان در چارچوب دو بازی تداركاتی به مصاف تیمهای ملی لهستان و سوئد خواهد رفت. این تیم بیست و نهم مارس در ورزشگاه ملك فهد ریاض با تیم ملی لهستان و هجدهم ژانویه در همان ورزشگاه با تیم ملی فوتبال سوئد دیدار خواهد كرد.
همچنین كمیته تیم های ملی فدراسیون فوتبال عربستان چهارشنبه آینده جلسه ای را با حضور امیرنواف بن فیصل به منظور بررسی و تنظیم برنامه های آمادگی تیم ملی فوتبال این كشور جهت حضور در مسابقات جام جهانی سال آینده در آلمان تشكیل خواهد داد.

خاک تو سرت برانکو فقط همین.


نوشته شده توسط ساسان در دوشنبه 5 دی 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ
بدون شرح | سخن دل ,


نوشته شده توسط ساسان در یکشنبه 4 دی 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ تعطیل............+ وداع "بابک بیات" با نت های زندگی + مردی به اندازه ی او تنهاست...!+ عمران صلاحی هم رفت...حالا حکایت ماست...+ + + + اندیشه های سوخته ی ارغوان ببین...+ به خدا من شاعرم....+ من و دایی علی+ دیپلم دارم آی دیپلم...+ فرهاد و ما...+ وقتی که...+ روزی نیک برای کوله ی پشتی ما+ نگاهی به تیم ملی...

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 ...