تبلیغات
کوله پشتی - فقط فکر میکنم شاید!

نویسنده :ساسان
تاریخ:چهارشنبه 28 دی 1390-01:37 ق.ظ

فقط فکر میکنم شاید!

نه اینکه نتونم حرفم رو کامل بزنم اما جاهایی نمیشه و نمیتونی از چیزی بگی که باید!از اون دسته آدمام که خیلی اوقات توی حرف زدن میمونن!یعنی جملاتشون رو بیان نمیکنن و نمیگنش،خیلی اوقات اینطوری بوده واسه همین رو اوردم به نوشتن.وقتی که میخوام بنویسم و شروع میکنم به نوشتن خیلی حرفها خودشون میان!پشت سر هم و منم  پر میشم از کلماتی که گاهی با قلم مینویسم و گاهی هم مثل الان میامو اینجا می نویسم!
در هر شکلی که باشم دوست دارم حرفی که باید بزنمو بگم فرقی نداره که چی میخواد باشه،اما خیلی اوقات شده به خاطر اینکه ناراحتی و دلخوری پیش نیاد خیلی از حرفها رو هم نزدم،یک ایرادی که هست ما فکر میکنیم اگه کسی همه ی حرفاشو بزنه وبه زبان بیاره و مصلحتی رو در نظر نگیره آدم بدی میشه!شاید واقعا اینطوری باشه اما این روحیه خیلی به کار میاد خیلی وقتها ،صرفا فقط برای اینکه چیزی کم و کسری نشه از خودت.اینطوری مغرور میشی احتمالا و چیزی هم برات اهمیت پیدا نمیکنه درست و حسابی  و حرفت برات مهم میشه!خود محور میشی عجیب و غریب،که عاقبت خوبی در انتظارت نخواهد بود احتمالا!
به نظرم باید گاهی مصلحتی رو در نظر گرفت نه با توجه به شخصیت خودت بلکه با توجه به کسی که روبروی تو ایستاده خیلی اوقات کوتاه اومدن و کم حرف زدن و نگفتن و امثالهم ممکنه بیشتر به کار بیاد تا در وقت مناسب به حرف زدن بیای،به شرط اینکه آدمی نباشی که از شرایطی که بعدا پیش میاد سواستفاده کنی.
همه چیز چقدر راحت در هم میره و پنهان میشه بعضی وقتها.مصلحت و سواستفاده هم احتمالا از همین نوع هستن!نمیشه گفت به کدوم سمت میری در شرایط بعدی وقتی که مصلحت رو در نظر گرفتی!معلوم نیست برخورد بعدی تو چه خواهد بود!سو استفاده میکنی یا صحیح و به جا!
فقط خواستم بگم اینکه مصلحت رو در نظر میگیرم بعضی وقتها سعی نکردم ازشم سو استفاده کنم بعدا،اگه سکوت میکنم خیلی اوقات و چیزی به کلام نمیارم در عوض با نوشتن خودم رو تخلیه میکنم، حتی اگه مخاطبی نداشته باشم این صرفا باعث میشه آدمی نباشم که در شرایطی دیگه از موقعیتهای جدید سو استفاده و استفاده ی نابجا کنم!