تبلیغات
کوله پشتی - خواب دیدنت لطفی ست...

نویسنده :ساسان
تاریخ:جمعه 7 بهمن 1390-04:42 ب.ظ

خواب دیدنت لطفی ست...

تولدت نزدیکه و من دورتر از تو!یه افق یه بی نهایت شده کمترین فاصله ی ما،از من التماس و از تو انکار!چقدر بد!با همین شرایط هم دوستت داشتم و دارم و شاید هم باورت نشه،که احتمالا نشده،شاید هم کلا منو باور نداشته باشی،که به نظر میرسه نداشته باشی!خیالاتی که نیستیم،اما با خیالت زندگی میکنیم،خیلی شاید فکر کنی شعاریه این حرکاتم،حرفام و چیزای دیگه ام خب من چیکار کنم که با این روحیه ای که دارم الان به دنیا اومدم که چیزی و کسی منو باور نمی کنه صرفا به خاطر اینکه شرایطی دارم که احتمالا تو در بقیه نمیبینی و میگی من دارم،البته بگما خیلی خوشحالم که این وضعیت رو در من میبینی!و خیلی خوشحالم بابت این مسئله اما مهم اینه که به دل تو بشینه که گویا نمیشینه!کاش میشد کاری کرد و دستی زد بر آتشی و اتفاقی رو رقم زد که میشد در دل تو نفوذ که هیچ حداقل اثری کنه!یا من بلد نیستم که هیچ،یا من بلدم و هنوز پیداش نکردم که خیلی باید احمق باشم با این توصیفات!مهم اینه که نیست و نیستم!یعنی فانی و فانیم از این دردی که باید چه کنم که بشه!کاسه ی چه کنم چه کنمه منم کمی تا حدودی فرق به خودش گرفته و باید کلمه ای و توصیفی جدید براش نوشته بشه و گفته بشه!
راستی خواب دیدنت لطفی ست که نمیتونی از من دریغ کنی!