تبلیغات
کوله پشتی - خاطرات

نویسنده :ساسان
تاریخ:یکشنبه 1 مرداد 1391-03:24 ب.ظ

خاطرات

گاهی نیاز نیست برای آن‌که چهره‌ی کسی را ببینی، افسوس این را بخوری که چرا عکسش را نداری، یا چرا فیلمی؛ دست‌خطی چیزی از او نداری.

در این گاه‌ها، فقط کافیست رفت تمام جاهایی که با او قدم زده‌ای،اصلا شاید خسته باشی و نتوانی به همه‌ی آن جاها سر بزنی،یکی از آن چندین جا را به انتخاب خودت، کاندید کن به نیابت از مابقی جاها و برو مشغول قدم‌زدن شو،کمی که قدم بزنی و دقت کنی، متوجه می‌شوی،یک صدای پا همراه تو دارد می‌آید،صدای قدم‌هایش است،این هیچ،کمی بیشتر که زوم می‌کنی و حتی می‌ایستی،می‌بینی که،صدای خودش هم دارد می آید و با تو حرف می‌زند.

خاطرات، همه‌گاه، زنده خواهند بود،شکی در آن نیست، اما باید به جاهایی رفت که خاطرات خوب زنده شوند، زنده بودنِ شادی‌ها، قدرِمسلم؛ چیزی‌ست که به آدم امید تکرار آنها را می‌دهد، شاید به شکلی دیگر، اما طعمش زیر زبانت هست، که خوب و دوست داشتنی برایتان می‌ماند، به همین خاطر، سعی کنید خاطرات خوب بسازید، سعی کنید غم‌ها را فراموش کنید، اگر می‌خواهید گریه کنید، با خاطرات شیرین و شاد گریه کنید حتی.


در پاراماخ نیز ببینید