تبلیغات
کوله پشتی - پادشاه فصل ها پاییز!!!

نویسنده :مریم
تاریخ:چهارشنبه 5 مهر 1391-12:57 ق.ظ

پادشاه فصل ها پاییز!!!

باز هم بادهای سرد و بی رحم خزان و یورش بر هر آنچه سرمست زیستن است، باز لرزش تن برگ های مضطرب از افتادن ،باز قدم هایی که سمفونی مرگ برگ ها را می نوازد...پاییز را نباید تنها بود تا دوست داشت...
کسی که خرامان،عاشق بودنش را به رخ پاییز می کشید یک روز چشم باز کرد و دید هرآنچه دیروز زندگیش می کرد، فرض محال حال و آینده اش شده؛
 امروز درغروب های دل گیر و هواهای دو نفره پاییز، در لاک تنهاییش، جنازه بادکرده آرزوهای دیروزش را تشیع میکند؛
 در برگ ریزان پاییز، دلخوشی هایش را می بیند که از شاخه های درخت زندگیش جدا می شوند؛
 از شیرینی عشقش جز شوری اشک چیزی برایش بر جای نمانده ،
 امروز پاییز جدایی را به رخش میکشد...
آنکه می رود فقط می رود...ولی آن که می ماند، در انتظار کسی که هرگز باز نخواهد گشت، با بغض و حسرت ودرد و دلتنگی می ماند وبا ساز و سرود پادشاه فصل ها روحش آرام آرام مچاله می شود...
کسی باید باشد تا داغی تابستان دست هایش، سردی باد پاییز را شور انگیز کند؛
تنهایی ویار انارهای نوبر پاییزنمی دهد،ارمغان تنهایی تنها طعم گس ورق خوردن خاطرات است...
پاییز را نباید تنها بود تا دوست داشت...